عشق مدینه

یا حسین کاش منهم در کنار تو بودم و شهید می شدم و.........

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٥ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ توسط علی نیک محضر نظرات ()

 

تمام مدتی که مادرم بیدار بود

 

 داشت زندگی ما را وصله می کرد.

  خواب بودیم

و 

 نمی دیدیم

.

.

.

.

چه حیف

 

وقتی بیدار شدیم

 که او  خوابیده بود.

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ توسط علی نیک محضر نظرات ()

حقیقت مرگ

غالبا تصور می‌کنند مرگ یک امر عدمی و به معنای فنا است ولی این برداشت هرگز با آنچه در قرآن کریم آمده و دلائل عقلی به آن رهنمون می‌شود موافق نیست. مرگ از نظر قرآن یک امری وجودی است، یک انتقال و عبور از جهانی به جهان دیگر است و لذا بسیاری از آیات قرآن از مرگ تعبیر به توفّی شده است که به معنی باز گرفتن و دریافت روح از تن بوسیله فرشتگان است.
در برخی از آیات هم مرگ را صریحا مخلوق خدا شمرده و می‌فرماید: «الذی خلق الموت والحیوه» (سوره ملک _ 2)

حقیقت مرگ در روایات

در روایات اسلامی تعبیرات مختلفی درباره مرگ آمده است.

  • از امام سجاد علیه السلام سوال شد : مرگ چیست؟ حضرت در پاسخ فرمودند :

    مرگ برای مومن مانند کندن لباس چرکین است و گشودن غل و زنجیرهای سنگین و تبدیل آن به فاخرترین لباسها و خوشبوترین عطرها و راهوارترین مرکبها و مناسب ترین منزلهاست.

    و برای کافران مانند کندن لباسی است فاخر و انتقال از منزلهای مورد علاقه و تبدیل به چرک‌ترین و خشن ترین لباسها و وحشتناک ترین منزلها و بزرگترین عذاب است.
  • در حدیث دیگری می‌خوانیم : امام موسی بن جعفر علیه السلام وارد بر کسی شد در حالی که غرق سکرات موت بود و به هیچ کسی پاسخ نمی‌گفت. جمعیت عرض کردند: ای فرزند رسول خدا دوست داریم حقیقت مرگ را برای ما شرح دهی و بگویی بیمار ما هم‌اکنون در چه حالی است؟

حضرت فرمودند : مرگ وسیله تصفیه است که مومنان را از گناهان پاک می‌کند و آخرین ناراحتی این عالم است و کفاره آخرین گناهان آنهاست در حالی که کافران را از نعمتهایشان جدا می‌کند و آخرین لذتی است که به آنها می‌رسد و آخرین پاداش کار خوبی است که احیانا انجام داده‌اند. و اما این شخص محتضر بکلی از گناهان پاک شد و از معاصی بیرون آمد و خالص گشت آنچنان که لباس چرکین با شستشو پاک می‌شود و او هم اکنون شایستگی آن را پیدا کرده که در سرای جاوید معاشر ما اهل بیت باشد.

مرگ محصول عمر انسان

انسان در طول عمرش در دنیا مثل این است که غذایی می‌پزد و در آخر هنگامی که عمرش به پایان می‌رسد از این غذایی که مهیا نموده خواهد چشید. اعمال ما همان غذا پختن ماست وقتی که عمر ما در این نشئه به پایان می‌رسد می‌گویند خودت از غذایی که آماده کردی بچش! انسان‌هایی که می‌چشند یا مومن هستند یا کافر.

  • آنهایی که کافر و تبه کارند وقتی این غذا را می‌چشند بدترین لحظه عمرشان خواهد بود چون بدترین فشار را می‌کشند که مشابه دنیایی نداشته و تا به امروز این چنین شکنجه نشده بودند.
  • اما آنهایی که مومن‌اند وقتی که محصول اعمال و اعتقاداتشان را مقداری می‌چشند لذتی می‌برند که از اول عمر تا به آن لحظه نچشیده بودند. در روایات آمده است که گویی گل خوشبویی را استنشاق می‌کنند چون محصول اعمالشان را که با نیتهای الهی انجام داده بودند می‌چشند.

مرگ تحول است!

هنگامی که انسان محصول اعمالش را چشید وضعیت وجودی‌اش متحول می‌شود و این تحول در پهنه هستی او اتفاق می‌افتد و سبب می‌شود که انسان با نشئه برزخ سازگاری پیدا کند.

انتقال از این جهان به جهان دیگر به تولد طفل از رحم مادر بی‌شباهت نیست این تشبیه از جهتی نارساست زیرا تفاوت دنیا و آخرت ، عمیق‌تر از تفاوت عالم رحم و بیرون رحم است . ولی این تشبیه از جهتی هم رسا است چرا که اختلاف شرایط را نشان می‌دهد. طفل در رحم مادر بوسیله جفت و از راه ناف تغذیه می‌کند ولی وقتی پا به این جهان گذاشت آن راه مسدود می‌گردد و از طریق دهان تغذیه می‌کند.

دنیا هم نسبت به جهان دیگر مانند رحمی است که در آن اندامها و جهازهای روانی انسان ساخته می‌شود و او را برای زندگی آماده می‌سازد.

آرزوی مرگ

قرآن کریم می‌فرماید : انسانهایی که فهمیدند مرگ چیست می‌گویند : «مرگ اگر مرد است گو نزد من آی» در سوره بقره است که می فرماید: «... فتمنّواالموت» یعنی آرزوی آمدن به یک نشئه وسعتر را بکنید.

چنانچه پیامبر عظیم الشان اسلام و حضرت امیر علیه السلام چنین آرزویی را داشتند. اینکه علی علیه‌السلام با خوردن ضربت شمشیر فرمود : فُزتُ و ربِّ الکعبه یعنی در انتظار این روز بودم. البته آرزوی مرگ اگر بخاطر رهایی از مشکلات زندگی باشد معصیت است. اما آرزوی مرگ برای وصال الهی باشد بسیار پسندیده است.

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ توسط علی نیک محضر نظرات ()

بررسی تمامی روایات در این زمینه، فراتر از گنجایش این نوشته خواهد بود. از این رو، به چند روایت گزیده اشاره خواهیم داشت. 
روایات در این زمینه به سه دسته تقسیم می‌شوند: 
۱ـ روایاتی که از پیامبر نقل شده و در آنها بر اسامی امامان دوازده گانه تصریح شده و نام امام رضا(ع) در زمره آنان است. 
۲ـ روایاتی که از برخی امامان شیعه درباره امام رضا(ع) بیان شده است. 
۳ـ روایاتی که از حضرت موسی بن جعفر(ع)، در مورد امام بعد از آن حضرت، ثبت شده است. 
از دسته نخست می‌توان به روایتی اشاره داشت که مرحوم صدوق از چند طریق به استناد سخن جابربن عبدالله انصاری نقل کرده است. 
جابر گفت: «پس از ولادت حسین بن علی(ع) بر فاطمه وارد شدم تا به او تهنیت گویم. در دست فاطمه، صحیفه‌ای دیدم، پرسیدم: این صحیفه چیست؟ 
فاطمه فرمود: در آن، نام امامانی است که فرزندان من هستند. 
از آن بانوی مکرمه اجازه خواستم تا در آن بنگرم و چون نگریستم، نام تمام امامان را با ذکر مشخصات اسمی هر یک در آن دیدم.» 
آن گاه جابر جزئیات آنچه را که در آن لوح یا صحیفه دیده بود، برای امام باقر(ع) به تفصیل بیان داشت.
از این‌گونه احادیث که در زمره امامان معصوم، به نام «علی بن موسی» و امامت آن حضرت تصریح شده باشد، در منابع حدیثی و متون روایی بسیار است. 
از احادیث دسته دوم می‌توان به این حدیث اشاره کرد: در کتاب الغیبه، تألیف شیخ طوسی روایت شده است: «جابر جعفی از امام باقر(ع) درباره تأویل آیه شریفه (إن عده الشهور عند الله اثنا عشر شهراً...) پرسید، امام نفس عمیقی کشیده، آنگاه فرمود: ... دوازده ماه، امامان هستند.» 
جالب است که در این حدیث از امام علی بن موسی(ع) با لقب «رضا» یاد شده است. 
مهمترین بخش در باب نص بر امامت امام، دسته سوم از روایات است که در آن امام پیشین، مژده آمدن امام بعد از خود را داده و با ذکر مشخصات، جانشین پس از خود را معرفی کرده است. 
امام موسی بن جعفر(ع) در موارد بسیار و به مناسبت‌های گوناگون به شناساندن امام بعد از خود، پرداخته است. 
داوود بن کثیر رقی می‌گوید: به موسی بن جعفر(ع) گفتم: «من اکنون پیر شده‌ام و آن نیروی گذشته را ندارم، چه بسا نتوانم مثل گذشته به دیدار شما نایل آیم، از امام پس از خود، مرا آگاه کنید. 
امام در پاسخ فرمود: امام پس از من، فرزندم علی است.» 
علامه مجلسی در فصل دلایل امامت امام رضا(ع)، چهل و هشت روایت را نقل کرده است که امام کاظم(ع) فرزند خویش «علی بن موسی الرضا» را به عنوان وصی و جانشین بعد از خود معرفی کرده است.....  

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٢٧ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ توسط علی نیک محضر نظرات ()

راوی می‌گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمودند: تاکنون چند مرتبه حج را بجا آوردی؟ عرض کردم: نوزده مرتبه. فرمودند: اگر حجت را بر بیست برسانی (در ثواب) مثل کسی هستی که یک بار قبر امام حسین علیه السلام را زیارت کرده است.

در روایت دیگری آمده که زیارت امام حسین برابر سی حج مقبول می‌باشد.

در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام آمده است که امام با یک زائر امام حسین راجع به ثواب زیارت اینگونه فرمودند: برای چه اینجا آمده‌ای؟

زائر عرض کرد: برای زیارت حسین علیه السلام آمده‌ام. فرمود: هیچ خواسته‌ای نداشتی؟

عرض کرد: هیچ آرزویی مگر این که آن حضرت را زیارت کنم و سلام دهم و به وطنم برگردم. حضرت فرمودند: شما چه ثوابی در زیارت آن حضرت می‌بینید؟

عرض کرد: ما زیارت حضرتش را مایه برکت در جان، اهل و فرزندان و مال و معایشمان و موجب برآورده شدن حاجاتمان می‌بینیم.

حضرت فرمودند: آیا می‌خواهی بیش از این، از فضیلت زیارت آن حضرت برای تو بیان کنم؟ عرض کرد: ای فرزند رسول خدا زیادتر برایم بفرمائید.

حضرت فرمودند: زیارت امام حسین علیه السلام معادل یک حج مقبول خالصانه‌ای‌ ست که با رسول خدا صلی الله علیه و آله انجام شود. او از این مقدار تعجب کرد.

حضرت فرمود: ای والله (تعجب می‌کنی؟) برابر دو حج. و پیوسته از زیارت آن حضرت زیاد فرمودند، تا این که فرمودند: زیارت امام حسین علیه السلام برابر با سی حج مقبول خالصانه ایست که با رسول خدا صلی الله علیه و آله بجا آورده شود.

نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/٢۸ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ توسط علی نیک محضر نظرات ()

اگر قائم‌، بپاخیزد، آسمان‌ ـ چنانکه‌ باید ـ باران‌ بارد و زمین‌ گیاه‌ رویاند. کینه‌ها از سینه‌ها بیرون‌ رود. حیوانات‌ نیز با هم‌ سازگاری‌ کنند. در آن‌ روزگار، زن‌، با همة‌ زیب‌ و زیور خویش‌، از عراق‌ در آید و تا شام‌ برود، نه‌ جایی‌ زمینی‌ بی‌ سبزه‌ بیند و نه‌ درنده‌ای‌ او را نگران‌ سازد

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢٦ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ توسط علی نیک محضر نظرات ()

 مادر شهید

حضرت زینب(س) علاوه بر مواجهه با شهادت برادران، در راه دفاع از اسلام، فرزندان خود را نیز به عنوان یاور برادر به میدان نبرد فرستاد. آنها نیز پس از اینکه شجاعانه به مبارزه پرداختند، به شهادت رسیدند.
"روز عاشورا، حضرت زینب(س) لباس نو بر تن عون و محمد(فرزندان خود) کرد و آنها را از گرد و غبار پاکیزه نمود و شمشیر به دستشان داد و آماده شهادت ساخت. سپس آن دو را به حضور برادرش حسین(ع) آورد و اجازه خواست که آنها به میدان بروند. امام حسین(ع) نخست اجازه نمی داد، حتی فرمود: شاید همسرت عبدا... خشنود نباشد، زینب(س) عرض کرد: چنین نیست، بلکه همسرم بخصوص به من سفارش کرد که اگر کار به جنگ کشید، پسرانم جلوتر از پسران برادرت به میدان بروند.
زینب(س) بیشتر اصرار کرد. سرانجام امام اجازه داد. عمرسعد گفت: این خواهر عجب محبتی به برادرش دارد که دو نور دیده اش را به میدان فرستاده است. آن دو برادر به جنگ پرداختند. سرانجام محمد به شهادت رسید. عون کنار بدن گلگون محمد آمد و گفت: برادرم شتاب مکن، به زودی من نیز به تو می پیوندم، عون نیز جنگید تا به شهادت رسید. امام حسین(ع) پیکر پاک آن دو نوجوان را به بغل گرفت و در حالی که پاهایشان به زمین کشیده می شد، آنها را به سوی خیمه آورد. عجیب اینکه بانوان به استقبال جنازه های آنها آمدند. همیشه زینب(س) در پیشاپیش بانوان بود، ولی این بار زینب(س) دیده نمی شد. او از خیمه بیرون نیامده بود تا مبادا چشمش به پیکرهای به خون تپیده پسرانش بیفتد و بی تابی کند و از پاداشش کم شود و شاید از این رو که مبادا برادرش او را در این حال بنگرد و در برابر خواهر شرمنده یا بی جواب بماند. زینب(س) در این هنگام بیرون نیامد."(10)
نحوه برخورد فرزندان حضرت زینب(س) و دیدگاه ایشان نسبت به مسأله مبارزه در راه خدا و کشته شدن برای حفظ دین، کاملاً بیانگر تربیت شهادت، محور حضرت زینب(س) می باشد؛ یعنی روحیه شهادت طلبی حضرت زینب(س) به عنوان مادر، در فرزندان ایشان نیز تأثیر گذاشته است، به طوری که عون در کنار پیکر برادر می گوید: برادرم شتاب مکن، به زودی من نیز به تو می پیوندم. یعنی شهادت در راه خدا و در صف یاران امام حسین(ع) را همچون مادرشان، افتخار می دانند

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ توسط علی نیک محضر نظرات ()

امام باقر علیه السلام در مورد فضیلت علی علیه السلام فرمودند:

«علی علیه السلام دری است که خدا آن را (به روی بندگانش) گشود؛ هر که از آن در وارد شود، مؤمن است و هرکه از آن خارج شود، کافر است و هرکس نه داخل شود و نه خارج شود در زمره کسانی است که خدای تبارک و تعالی درباره ایشان فرموده است: من درباره آنها بخواست خود رفتار می‏کنم».

امام باقر علیه السلام در مورد تعلیم علم پیامبر به علی علیه السلام فرمودند: «به خدا هر علمی که پیامبر آموخت به علی علیه السلام نیز تعلیم داد و آن علم نیز به ما رسید».

 

امام محمد باقر علیه السلام به نقل از حضرت علی علیه السلام که ده صفت خود را بر فراز منبر کوفه برای مردم برشمرد، می‏فرمایند:

 

«ای مردم، رسول خدا برای من ده صفت برشمرده‏اند که برای من هریک از آنها بهتر است از آنچه که خورشید بر آنها می‏تابد. رسول خدا به من فرمود: ای علی تو برادر من در دنیا و آخرت و تو نزدیکترین مردم در روز رستاخیز به من هستی، خانه تو در بهشت روبروی خانه من است. آن چنان که خانه‏های برادران دینی روبروی یکدیگرند؛ تو وارث منی، تو پس از من وصی منی، درباره وعده‏هایی که دادم، تو نگهدار اهل بیت پس از من باشی؛ تو بپادارنده عدل و داد در میان امّت من باشی، دوست تو، دوست من است و دوست من دوست خداست؛ دشمن تو دشمن من است و دشمن من دشمن خداست».

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢۸ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ توسط علی نیک محضر نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت